سيد علي اكبر قرشي
32
قاموس قرآن ( فارسي )
آور ميفرستد تا چون بادها ابرهاى سنگين را برداشتند ابر را بسرزمين مرده ميرانيم . قلم : آلت نوشتن * ( ن وَالْقَلَمِ وَما يَسْطُرُونَ ) * قلم : 1 . سوگند بقلم و آنچه مينويسند . * ( اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأَكْرَمُ . الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ) * علق : 3 و 4 . بخوان خداى محترم تو همان است كه با قلم بياموخت . اصل قلم ( بر وزن فلس ) قطع گوشهء چيزى است مثل گرفتن ناخن و تراشيدن نى ، در اقرب الموارد گفته تا تراشيده نشود قلم نگويند بلكه قصبه گويند : قلم از نعمتهاى بزرگ خداوندى است كه خداوند در مقام امتنان فرموده : * ( عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ) * قلم زبان دوم بشر است كه با آن ما فى الضمير خويش را اظهار و آثار گذشته را ضبط و حفظ مىكند ، سورهء علق اولين سورهء نازله است ، ذكر قلم و تعليم در اولين سوره حكايت از اهميّت قلم و تعليم در دنياى بشريّت دارد . در آيهء اول قسم بقلم ظاهرا دليل نفى جنون از رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله است يعنى اگر قلم بدست گيرند و گفته هاى تو را بنويسند و روى آن حساب كنند خواهند ديد تو پيامبرى نه ديوانه و خواهند دانست كه * ( ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ) * قلم : 2 . ظاهرا مراد از قلم در هر دو آيه قلم معمولى و متعارف است در روايات وارد است كه « ن » نهرى است در بهشت و قلم قلمى است از نور كه در لوح محفوظ نوشته ، ايضا « ن » و قلم نام دو فرشته است . در نهج البلاغه خطبهء 92 بقلمهاى كرام كاتبين اطلاق شده « الصّحف منشورة و الاقلام جارية و الابدان صحيحة » . جمع قلم اقلام است * ( وَلَوْ أَنَّ ما فِي الأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّه مِنْ بَعْدِه سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ الله ) * لقمان : 27 . رجوع شود به « كلمة » . * ( وَما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ ) * آل عمران : 44 .